مرتضى راوندى
257
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
وضع ساختمانها از خصوصيات و نقشهء ساختمانها ، وسعت و ارتفاع اتاقها ، وضع درها و پنجرهها و ديگر خصوصيات منازل اطلاعات كافى نداريم ؛ آنچه مسلم است قطر ديوارها بر خلاف روزگار ما بسيار زياد بود و گاهى از يك متر و نيم تجاوز مىكرد . درهاى ورودى را مخصوصا طبقات محروم كوتاه مىگرفتند . تمام افراد خانوادههاى فقير فقط از يك اتاق براى زندگى و استراحت استفاده مىكردند ، و همه روى زمين مىخوابيدند و اثاث البيت مردم بينوا بسيار ساده و ابتدايى بود . به علت فقر و پايين بودن سطح معيشت و فرهنگ عمومى ، مسائل صحى و بهداشتى مورد توجه نبود و مرگومير در بين طبقات فقير فراوان بود . ولى طبقهء ميانهحال و طبقات ممتاز ، يعنى اعيان و اشراف و روحانيان و فئودالها ، در شرايط مساعدترى زيست مىكردند . به حكايت تاريخ بيهقى ، در حدود هزار سال پيش ، ثروتمندان براى ساختن بنا و كوشك ، از مهندسان و معماران و بنايان زبردست استفاده مىكردند . بيهقى ضمن وقايع غرهء محرم 422 هجرى ، سلطان مسعود را در رشتهء مهندسى مردى صاحبنظر و مستعد معرفى مىكند و در وصف او مىگويد : « . . . در بناها هيچ مهندس را بكس نشمردى و اينك سراى نو ، كه به غزنين مىبينيد ، مرا گواه بسنده است ، و به نشابور شادياخ را درگاه و ميدان نبود ، هم او كشيد . به خط خويش سرايى بدان نيكويى و چندين سرايچهها و ميدانها ، تا همچنان است كه هست . » « 1 » در ميان صاحبنظران عالم اسلام ابن خلدون راجع به شهرنشينى و آثار و نتايج آن ، نظرياتى ابراز مىكند كه قسمتى از آن صحيح و قابل قبول است و قسمتى ديگر با مبانى علمى سازگار نيست . ابن خلدون در جلد دوم مقدمه ، مىنويسد : « هرچه عمران سرزمينها فزونى يابد و ملتهاى گوناگون در نواحى مختلف آنها سكونت گزينند و بر جمعيت آنها افزوده شود ، به همان ميزان ، وضع زندگى مردم آن نواحى نيز بهبود مىيابد و بر ميزان ثروت و بنيانگذارى شهرهاى آنان مىافزايد و دولتها و كشورهاى بزرگى در سرزمينهاى مزبور تشكيل مىيابد ، و علت همهء آنها همان فزونى كارها و نتايج آنهاست . [ ج 1 ، ص 739 - 738 ] . به نظر ابن خلدون ، مرحلهء شهرنشينى ، پس از گذشت 60 سال ، به سراشيبى سقوط نزديك مىشود ، در حالىكه واقعيات تاريخى نشان مىدهد كه شهرهاى نيشابور ، بغداد ، بخارا و هرات و جز اينها در طى قرون وسطى ، همواره رو به عمران و آبادى رفتهاند و مادام كه حملهء تجاوز - كارانهء فئودالها و پادشاهان و تحميل مالياتهاى سنگين ، نظام اجتماعى و اقتصادى شهرها را درهم نريخته ، اين سير تكاملى ادامه داشته است . اينك نظريهء ابن خلدون : شهرنشينى و حضارت نهايت عمران و پايان دوران آن است ، و همين حضارت ، فساد و تباهى آن را اعلام مىدارد . كشوردارى و دولت ، بمنزلهء هدفى براى هر عمران يا اجتماع است ؛ خواه در مرحلهء باديهنشينى و خواه شهرنشينى ، و هر كشور و بازارى را سرانجام دوران و عمر محسوس است ، چنان كه هريك از موجودات و مواليد طبيعت عمر محسوسى دارند . مرحلهء چهل سالگى براى انسان نهايتى است كه تا آن سن ، قواى او در افزايش و رشد و نمو مىباشد و همينكه به اين سن مىرسد ، طبيعت مزاج او مدت معينى از رشد و نمو باز مىايستد و آنگاه رو به انحطاط مىرود . بنابراين ، بايد دانست كه شهرنشينى نيز در عمران بمنزلهء نهايتى است كه در دنبالهء آن مرحلهء فزونترى وجود ندارد . زيرا
--> ( 1 ) . تاريخ بيهقى . پيشين ، ص 149 .